مهر
بنام او که سر به سجده اش را حالی دگر است...
بشور باران ... ببر باران ... بشور این همه تیرگی را و ببر این رخت کهنه و چرکین را از تن کوچه ! تن لخت کوچه دیدن دارد این روزها... ببار لطفا ... موضوع امروز کمی رنگ و بوی خاله زنکی داره به بزرگیتون ببخشید ! راستش خیلی وقته دلم لک زده واسه یه دل سیر اینجا نوشتنو درد دل کردن ولی موضوعاتی هستن اونقدر اذیتم میکنن که حتی حال فکر کردن در موردشونو ندارم ! میدونین تو زندگیم خیلی وقتا یه سنگ صبور بودم واسه شنیدن دردای دیگران ! اما نمیدونستم که یه سنگ هم گاهی دلش صبوری میخواد واسه شنیدن حرفایی که ارزش گفتنشون فقط برای خالی کردن عصبانیته... یه سنگ هم گاهی داغ میکنه و عصبی میشه و پیش صبورش بندو آب میده ولی نمیدونم من سنگ خوبی نبودم یا صبورم گرگ در لباس میش ! چن وقت پیش یه فیلم میدیم که یه متهم داشت اعتراف میکرد قاضی دادگاه اعترافشو رد کرد و گفت اعتراف تو شرایط عصبی متهم قبول نیست .... من در عجبم یه آدمی زاد چطور میتونه از اعتماد و عصبانیت و خشم دیگران به نفع خودش استفاده کنه ! البته شعور آدما با هم فرق داره این جور افراد حتی به این موضوع فکر نمیکنن که اون طرف مقابل هم میتونه باهاشون همین کارو بکنه ولی در اون شرایط اونقدر از مزه شیرین فضولی و خودشیرینی لذت میبرن که همه چی از یادشون میره ! همینجوری ! پاییز !!!!!! دلتنگ ترین دقایق برای اندیشیدن به دلتنگیهای شادترین لحظاتت ! مادرم !!!!!! دقیقترین معنی برای واژه مهربانی در دایره المعارف زندگی ام ! اینروزها !!!!! همون روزهایی که انتظارشان را می کشیدم ! اینروزها !!!!! تکرار بی تفاوتی های......!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دستام داره میلرزه نفسم بند اومده آخه امروز دعواش کردم با تموم قدرتم سرش فریاد زدم همش تقصیر اونه همش بهش میگم عزیز من هر کسی لیاقت مهربونی و دلسوزی نداره ولی اون میگه نه جواب بدی رو که با بدی نمیدن خانومی میگم دست از سرم بردار اونقدر گفتی اشکال نداره! خدارو خوش نمیاد! سکوت کن! هیچی نگو! فراموش کن ! ، فراموشی گرفتم... آخه چرا همیشه من ببخشم چرا همیشه من سکوت کنم ؟! این کودک درون ما ولی انگار زبون خوش حالیش نمشد حسابی عقده هامو سرش خالی کردم دلم براش خیلی سوخت وقتی مثل همیشه حرفشو قورت دادو زودی آسمون چشماش بارونی شد ! ظریفی میگفت دشمن دشمن تو دوست توست ولی افسوس که امروز دوستانمان حس ماهیگیریشان گل کرده و تو این آب گل آلود حسابی ماهی تور میکنن ! بابا صد رحمت به دشمنا ! رفتار هر کسی نشانه شخصیت اونه و شخصیت واقعی آدما و حسشون در مورد دیگرانو تو این شرایط میشه فهمید . البته دور از انصافه رفتار بعضی آدمارو به پای شرایطشون نذاشتو اونارو درک نکرد! دعا میکنم با تمام قلبم که خدا به داد تموم بندگانش برسه و تو گرفتاریا کمکشون کنه ( آمین ) یا حق تو با منی وقتی پینه میکنم قلب شکستمو در منی وقتی آمین میشوم برای استجایبت دعای مادری در حق طفلش در کنارمی وقتی که اشک میشوم بجای فریاد ! در قلبمی وقتی حرفهام بغض میشوند و بغضم التیامی بر دردهام مثل همیشه ترکم نمیکنی وقتی بالهای شکستمو پناهم میکنم و برایم لالایی پرواز میخوانی وقتی تن خستمو به میله های قفس میکوبم داشتی لبخند میزدی وقتی مهربونی میگفت برای رهایی مثل پرنده زیر آسمان دعا کنم با این همه باز گاهی از کارات زبونم بند میاد ! خدایا به ما منطقی عطا کن که خاطر کسی را بیهوده نیازاریم (آمین) راستش نمیدونم از کجاش شروع کنم یعنی خودمم نمیدونم از کجا شروع شد ولی همینو بگم که یه نفر حسابی آسایش و نظم زندگیمو به هم ریخته ... این یه نفر که الهی ... الهی خدا به راه راست هدایتش کنه و موجبات پی بردن به اشتباهاتشو فراهم کنه ! به خدا حدود یه ماهه که به کل از جریان زندگی عقب موندم نمیدونم کسی چطور حاضره برای ...به خدا حتی نمیدونم برای چی !، حالا برای هر چی ، زندگی آروم کساییو که هیچ نقشی تو زندگی اون ندارن به هم بریزه ... قربون خدا برم که چقدر صبرش زیاده ! خلاصه اومده بودم بگم که موجبات رهایی ما هم فراهم شده و به امید خدا به همین زودی از این قفس خاموش خواهیم پرید ... شاید جا برای تنفس دیگران باز شود ... و مثل همیشه همه چیزو به خدا واگذار میکنم که عادلترین قاضیه ... بدرود... درد دل در سینه چون در نهفتن چه نکوست عقده خود بهر هر ناکس نگفتن چه نکوست دلم تنگ سرودیست برای آواز کارم لنگ دو بال است برای پرواز جاده میخوام برای گریز صدا میخواهم برای فریاد متحیرم از این همه رنگ و نیرنگ از اینهمه دوست در لباس دشمن از اینهمه نام مرد که نامردان یدک میکشند اینجا پر از عاطفه است پر از مهر و محبت مادرانه ! نفرین چرا کنم وقتی خدای به این مهربانی نظاره میکند منظره را ! اینروزها که میگذرد شادم که نوید آزادی میرسد بر مشام از این قفس نفرت انگیز خواهیم پرید... همین روزها ... همینجوری 1 _اینروزا بعضیا ناجور چوب لای چرخمون میزارن 2_شنیدین میگن " گنه کرد دربلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری " ؟ حکایت ماست ... 3_ همه چیزو به خدا واگذار میکنم که اون عادلترین قاضیه ! 4_ یا حق ! البته هر چند .... راستش دیروز تولدم بود و به جز مامانم هیشکی یادش نبود ... راستش منم اینجوری غافلگیر شدم ... مرسی از محبتای همه 



| Design By : Night Skin |


