دلم را بشوی ...
از تیرگی...
از رنگ شبهای بی ماه...
بر من بتاب !
این روی سیاه و خجل،
شرمش میشود به گرد خانه ات بگردد!
صدایم کن !
بگذار نخ آواز صدای مهربانت پیوندم دهد
با صبح
با سحر
با روشنی!

همینجوری:
1_ میگویند از عشق سخن مگوی
راز دل با لبها در میان مگذار
آخر عاشق لال مگر کسی دیده است؟؟؟
2_ یه عالمه همینجوری تو دلم مونده ولی....
3_یا حق!

خسته ام
خسته تر از کوچه های ملول ظهر داغ مردادی
افکار پراکنده ام مدام تن آشفته شان را به در و دیوار اتاقک تاریک ذهنم میکوبند
چشمهایم خیره میمانند به ذهن گچی دیوار !
و دلم گریه میخواهد ...

همینجوری!
1_ یه جوون تو یه شرایط سخت تو بیمارستانه واسه سلامتیش لطفا دعا کنین!
2_ اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من !!!
3_بلاخره امتحانات هم تموم شد و خلاص!!!!!
4_یا حق

كلمات مثل كف صابون لغزنده ميشوند
وقتي خواهش دستانم روي صفحه ي سفيد دفتر،
فقط براي از تو سرودن است ...
مقابل الفبا زانو خواهم زد اگر
فقط براي تو واژه شوند !
اينقدر مهربان لبخند نزن لطفا !
وقتي ، دستم به برق چشمانت نميرسد !
پاهايم گر چه بر پله آخرند اما ،
" نردبان چه ارتفاع حقيري دارد"
همينجوري:
1_ دو پاره يك واقعيت ديروز بهم پيوستند براشون آرزوي خوشبختي ميكنم !
2_اينروزا بد جور درگير امتحاناتم ! اندكي نبرد لازم است ...
3_ يا حق!

چقدر دلم تنگ است !
چقدر سكوت پشت پرده خيس چشمانم جمع شده !!!!!!
چقدر حرف دارم براي نگفتن ...
براي نشنيدن ....
صد دل سير حرف و حديث و بغض و اشك و فرياد بي صدا ...
من وسط جزيره ي سردرگمي گير كرده ام
دلم براي حرفهاي نگفته ام ميسوزد
چقدر دلشان شنيده شدن ميخواهد ...

همينجوري:
1_ خيلي دلم تنگه واسه خيليا !
خيليا كه رفتنو يادشون نموند يكي يه روزي توي تنهايياش دلتنگشون ميشه ....
2_ خيلي دلم گرفته از خيليا !
خيليا كه ...آره ! بهتره نباشن !!!!
3_ و هميشه سنگهاي آسمانها را با سبو هاي زمين جنگ است !
5_يا حق!

از عشق نمینویسم چون ...
چون از عشق خشک و خالی متنفرم !
چون معشوق من تلفیقی ست از عشق و حماسه !
و قلبش مالامال از مهر!
چون من دوست میدارم دوست داشتن را !
چون دوست داشتن از عشق برتر است !
چون من هر آنچه از عشق بالا تر است را برایش میخواهم !
من دوست میدارم !
همیشه از عشق ترسیده ام !
از به بند کشیده شدن ... از اجبار ...
اما دوست داشتن یک حس پاک و لطیف و همیشگی و ماندگار !
عشق تلاشی ست بین رسیدن یا نرسیدن !
داشتن یا نداشتن چیزی فقط برای خود!
اما دوست داشتن معنایی بالاتر و سربلندتر از عشق !
همینجوری:
1_ متن بالا یه همینجوری بود !
2_ قلب انسان باید مکانی برای دوست داشتن و مهر باشه نه اسیر کردن کسی !
3_دوستان منظورم از حماسه این نیست که طرف بره بجنگه!
4_ یا حق...

"کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود !!"
تنها باش انسان !
تنها باش و تنها بمان !
بگذار دردت در دل بپوسد ...
بگذار دل و دردت با هم بپوسند ...
زبان باز نکن!
حرفی نزن ...!
چقدر تنهایی انسان ،
آنجا که برای گفتن یکی سلام ،
و شنیدن یکی بدرود ، بیقراری !!!
آنجا که از بهای بازار لطف دیگران خبر نداری!
بگذار دلت بپوسد لطفا !
باور کن به هیچ جای دنیا بر نخواهد خورد
اگر بغضت در گلو منفجر شود
باور کن دل هیچ کس نخواهد رنجید
اگر پلکهایت خیس اشک بمانند ...
باور کن انسان باور کن !
و ایمان بیاور به تنهاییت !

همینجوری:
1_این قفس چون دلم تنگ و تار است !
2_...
3_یا حق !

درهم نگریستند اما سرشار از مهربانی
چشمهاشان هر کدام پیاله ای پر از شراب سرخ
که در کام تشنه ی چشمان هم میریختند
و کم کم بر هر دو لب
لبخندی آهسته باز می شد ،
لبریز از محبت،
سیراب از دوست داشتن ،
نه عشق،
دوست داشتن !
لحظاتی این چنین ،
خوب و شیرین و نرم و خاموش گذشت.
( دکتر علی شریعتی )

همینجوری :
1_امروز این شعر دکتر شریعتی یادم افتاد گفتم بزارمش اینجا همینجوری!
2_هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود!
3_ اینم یکی از مناجاتهای استاد شاهمرادیان !
الهی شُکرِت شُکرِت الهی ژهَ سهَ ر یالِ قاف تا گاهِ ماهی
اَشرهَ ق تا مهَ شرهَ ق ژهَ بان تا وهَ خوار آوسا تا هِی مهَ هِی مهَ تا کُول جار
نهَ وهَ کاسهَ مهََ ن نهَ وهَ رِسِمان نِقِ زهَ مینو دِچِ آسمان
هِیمهَ بسینی گیانِ شِرینِم یا صَد سالِ تِر زینِگ بِمینِم
مُور بوُم دهَ دهَ روهَ ن مهَ ل دهَ موُ لهَ قوُم مِیمانِ بهشت پینهِ دوُزه َقوُم
شُکرو ذِکرِ تُو کارو بارِمهَ ههَ دوس دوسِمُو ههَ یار یارمهَ !
4_ یا حق !

بوی خاک بارون زده پیچیده تو اتاق
باد ملایمی برگای درخت انگور تو باغچه رو به رقص آورده ...
حتی بوی آسفالت خیس هم به من آرامش میده !
فضا پر از زندگی شده !
بارون آدمو یاد زنده بودن میندازه ...
انگار خدا داره هوارو واسه دوباره نفس کشیدن آدما میشوره !
دوباره همه چی رنگی میشه
گرد و غبار کوچه پیش طراوت بارون شرمنده شد!
رنگ نارنجی رو شیروونی خونمونو بعد مدتها میتونم ببینم
حتی از سر کوچه هم معلومه !
ببار بارون که موقع باریدنه!

همینجوری:
1_اور سیه نیوسه خه س ای قوتگه هشکه چه س ؟ (اونقدر این بیتو خوندم تا بارون اومد!)
2_گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را !!!!
3_خدا جونم مثل همیشه کمکم کردی ! تنهام نذار !
4_خدایا مثل بارون که غبارا رو از کوچه شست دلامونو از کینه بشور! (آمین)
5_خدایا به یاد لیلای فراموش شده هم باش شاید اونم به کمکت احتیاج داشته باشه !(آمین)
6_یا حق !
یه دوست اینروزا زیاد به دعای منو تو احتیاج داره !
از خدا بخواه کمکش کنه تا!!!!!!







